تبليغاتX
از تو تنها همین

از تو تنها همین

شعر های بیاد ماندنی از او تنها همین

بی عنوان

بی کلام

بی صدا

بی چهره

بی فکر

بی زیبایی

بی نفس

عنوان دار

با کلام

با صدا

با چهره

با فکر

زیبا

با نفس

می تونی تصور کنی فرق بین این ها چیه؟
اگه بی عنوان هست پس چرا عنوان دارد؟

اگز زیبا نیست ..پس چرا دوست داریم

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم سوختم یعنی چه؟

یعنی دیگه هیچی نیست؟

نگاه کن زیر پاهایت را

خاکستر میبینی

خاکستر سرنوشت سوخته شده ات را

همون رو با دستانت بردار و مشت کن

محکم فشار بده

دستت رو باز کن

قالبی شکل گرفته از مشت دستانت

همون خاکستر شده هم میتوان شکل داد

به زیبایی دستانت

به همون زیبایی که خیال میکردی

فقط رنگش رو دوست نداری

حالا میتونی رنگ آمیزی هم کنی

ارزش رنگ دار شدن هم داره

ببین ...

خوب دقت کن

از خاکستر سرنوشت باز هم از نو نوشت

هیچ جای نگرانی نیست

محکم و بلند در دلت بگوووووو

بر پااااااا

بلند شو

دست بده با خودت

همه وجودت رو بوسه ای بزن

نگاهی بینداز به آینه

من جای آینه میشکنم؟

نه نه نه

چرا تو بشکنی؟

چرا حتی آینه هم بشکنه؟

کف دستانت رو به سمت آینه نزدیک کن

بچسبون به کف آینه

چه حسی داری؟

دوست هستند با هم

حتی تصویر دست تو با دست خودت دوسته

همه با هم دوست هستیم

همه میتونیم آرامش خوبی داشته باشیم

محکم اسمتو صدا کن و بهش بگو دوستش داری

اسم زیبایی داری

محکم با تمام انرژی درونت خودت رو ستایش کن

باور میکنیم که موفقیت چیزی نیست که بشه در شکست راه داد

امید برای من معنی ندارد

چه برسه به این که بخواهیم نا امیدی رو معنی کنیم

همه زندگی ما سرشار از وجود و هستی و شورو نشاط میشه

باور کن

تنها یک بار به خودت بگو دوستت دارم

مواظب خودت هم باش که خیلی مواظب باش!!!

دیالوگ رو داری؟

+ نوشته شده در  86/04/31ساعت 2:58 بعد از ظهر  توسط ایمان   | 

فکر های مشغول  

نفس های حبس شده 

ناله های گنگ

دستان تو  

اشکهای من

رنگ سیاه دیگران

نقش بسته در دلش

تکه ای از قلب من

واژگون به روی خاک

انتهای این جاده خراب

گرد و خاک در رگ من 

قلب تو در قلب من

محو شدند از روی هم

حلقه ای در انگشت من 

نماد حلقه دار 

بقض می کند چوبه دار 

گریه می کند بهار

 بهار دیگر سبز نیست

پاییز دیگر زرد نیست

زمان برای من چه سود

 ثانیه های لال را 

الافی خورشید را

بی عقلی ماه و زمین

باز هم به این سه گرد

حلقه زدند به دور هم

نامش مرا خوش بود

یادش برای من بس است

دوستش میدارم ولی

او در خیال مردمان

افکار ناز او را

دزدیدند نامردمان

رنگ سیاه دیگر

حلقه زده به دور او

ای خدای مهربان

شب کن هوای صبح را 

یا کور کن چشمان من

+ نوشته شده در  86/04/29ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط ایمان   | 

زیبا تر از تو نیست زنی در جهان.قبول!

                              زیبا ترین حقیقت دنیا که نیستی!!!

سیبی ز شاخسار وجودت فرو تکان!

                            آخر فقط برای تماشا که نیستی!!!

+ نوشته شده در  86/04/29ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط ایمان   |