تبليغاتX
از تو تنها همین

از تو تنها همین

شعر های بیاد ماندنی از او تنها همین

fuxrf7.jpg

سر کوچه , هزاران سنگ روی هم

کوچه من , راه بن بست را علامت زده

راه ناپیداست, گمانم راه را او خط زده.

راه باز و کوچه بسته شده در سنگ

کس نمیداند چه کسی راه  کف زده!

سنگ را از راه من خظ زنید, ای خائنین

راه من راه خیابانی نبود , شهر دل بود

روی قلب من را او با هزاران سنگ زده

درد سنگ از قلب من گذشتست به کمر

سنگ کم اوردست کمرم را خنجر زده

کمر بشکسته من از سنگ و خنجر   نیست

درد عشق است, پیکرم را آتش زده

زمزمه این قلب من را بشنوید:

مرد را دردی اگر باشد خوش است!

درد بی درمون علاجش آتش است!

+ نوشته شده در  86/07/13ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط ایمان   | 

تو کوچه های ذهنم ، پاک نمی شود

جای قدمهایت

به ناکجا می روم

من به دنبال جای پایت

اسم تو حک شده رو سَر در قلب من

پر از هوای توست آسمان خیالم

نباشد جز نامت بر زبانم ذکر دیگر

قلب من شکست از جدایت عشق من

همه ی عالم آگاه شدند

از قصه ی رسوایی من

حسرت چشمانت سوزاند

همه ی هستی من

کاش پَر نمی گشودم ،در آسمان نگاهت

کاش نمی شدم دیوانه ی چشمانت

ساده بودم ،دل را سپردم به دستانت

گناهم این بود ،نگاه کردم به چشمانت

تو مرا محکوم کردی

تو زندان تنهایی، اسیرم کردی

با غم و سکوت زنجیرم کردی

+ نوشته شده در  86/07/10ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط ایمان   | 

سکوت را چه کسی خواهد شکست؟

و در نبود صدای تو فریاد را کدامین باد خواهد برد؟

گوش شنوا میخواهد  تا چشم بینا بشنود زمزمه لبهایم

آری دستان بی مهر تو را چگونه پر دیدم؟

ریسک امواج متلاطم  جوی آب را من کردم!

که جوی آب 7ماه است موجی ندارد...

بند کفش را میبندم

یکی به چپ یکی به راست

و دیگری مستقیم!

ماه اسفند چگونه بود ؟ماهی...!؟

وقتی خرچنگ تیر دو چنگال دارد...!

در عجبم

که چرا دستان زبر و کهنه مرا رها کرد...

به سختی خودم ندیده بودم (خرچنگ)

که این فشار کمر سنگ مرا بشکست

اکنون 7 ماه و یک روز شد که

کمر شکسته من درد دارد...

خدایا خودت کمکم کن...

+ نوشته شده در  86/07/10ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط ایمان   | 

تن ِ تو کو ، تن ِ صمیمی تو کو ؟

تنی که جون پناه من نبود.

عطوفتِ تن ِ تکیده ی تو کو ؟

تنی که تکیه گاهِ من نبود.

***

سبد سبد گلای تازه ی تنت

برای باغ دست ِمن نبود

افسانه  ظهور دست های تو

جز قصه ی شکستِ من نبود .

***

صندوقچه ی  عزیز خاطراتمو

ببین ، ببین که موریانه خورد

ببین که بی کبوترِِِِِِِِِِِِِِِِِ  صدای تو

گلای رازقیمو باد برد .

***

تن ِ تو کو ، تن ِ صمیمی تو کو ؟

تنی که جون پناه من نبود.

عطوفتِ تن ِ تکیده ی تو کو ؟

تنی که تکیه گاهِ من نبود.

***

درخت تن سرده دست بادم و

پر از جوانه ی  شکستنم

ببین چه سوگوار و سر و بی رمق

در آستانه ی شکستنم.

***

رفتن تو افول خاکستری ِ

ستاره ی دل بستن من بود

شعر نجیب اسم  ِ تو غزل نبود :

حماسه ی شکستن ِ من بود .

***

مفسر  ِ محبت ِ رسول ِ عشق

بگو بگو که معبدت کجاست ؟

مهاجر  ِ همیشه با سفر رفیق

بگو بگو که مقصدت کجاست ؟

***

آه ای مسافر ِ تمام ِ جاده ها

چرا شبانه کوچ می کنی؟

دلم گرفت از این سفر ، دلم گرفت

چه غمگنانه کوچ می کنی .

***

تن ِ تو کو ، تن ِ صمیمی تو کو ؟

تنی که جون پناه من نبود.

عطوفتِ تن ِ تکیده ی تو کو ؟

تنی که تکیه گاهِ من نبود.

+ نوشته شده در  86/07/08ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط ایمان   | 

 

دل به هر که دادم رسوای عالم بود

عشق به هر که دادم,عاشق خیانت بود...

رو به هر کس نزدم ,جز طلب عشق خدایی

خدای آنان هیچ و خود خدای خود بود...

من از سمت خدا آمدم بر زمین خائنان؟

خدای من کجا ؟او کعبه را کجا بود؟

بوی عشق پر بود در فظای تعفن!!!

هوای عشق بود و هوس همنشین بود...

من بمیرم زعشق خدایم, نهراسم از خود...

تو بمان و زندگی کن ,خود فریبی کن, جفا کن!

+ نوشته شده در  86/07/08ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط ایمان   |